پشت و پناه
تاريخ: سه شنبه 12 دی1385 ساعت :10:47 قبل از ظهر
وقتي چشمات ديگه اشكي براي ريختن نداره... وقتي ديگه قدرت فرياد زدنم نداري...... وقتي ديگه هر چي دل تنگت خواسته گفتي... وقتي از درون تمام وجودت يخ زده.... وقتي ديگه هيچ كس تو رو درك نمي كنه.... وقتي تنها ترين تنهاي دنيا هستي.... و وقتي باد شمع اتاقت رو خاموش كرد... بدان که هنوز تنها نيستي چون خدا رو داري
ارزویم
تاريخ: شنبه 9 دی1385 ساعت :9:0 بعد از ظهر
آرزويم اين است: نرود اشك در چشم تو هرگز، مگر از شوق زياد، نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز، و به اندازه هر روز تو عاشق باشي، عاشق آن كه تو را ميخواهد، و به لبخند تو از خويش رها ميگردد، و تو را دوست دارد به همان اندازه كه دلت ميخواهد

