بدان
تاريخ: چهارشنبه 6 دی1385 ساعت :10:40 بعد از ظهر
راز شادی در رها کردن تعلقات شخصی است این را بدان که در واقع هیچ چیزو هیچ کس به ما تعلق ندارد بلکه صاحب اصلی همه چیز و همه کس خداست و این را بدان که اگر دنیای ما دنیای سنگ است بدان سنگینی سنگ هم قشنگ است اگر دنیای ما دنیای درد است بدان عاشق شدن از بهر رنج است اگر عاشق شدن پس یک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است و نـه سنـگ و نـه سنـگینـی، نـه درد، نـه رنـج و نه گنـاه ــ هیـچکـدام بـا عشـق ارتبـاطـی نـدارنـد. کـه عشـق مبـرا از این همـه تـهمـتهـای نـاروایـی اسـت کـه انسـان بـه جهـت نیـازهـایـش بـر آن وارد مــیآورد.
غم من
تاريخ: چهارشنبه 6 دی1385 ساعت :10:24 بعد از ظهر
کجا کس در قفایم اشک غم ریخت
کجا کس با غم من اشنا بود
ندانستند این بیگانه مردم
غریو من تمام غصه ها بود
من وعشق دو دست بی ترانه
من و بازی زشت و بی بهانه
من و عشقی که بود در واپسین ها
من و عشقی که بود در بی کسی ها
کاش.....!
تاريخ: چهارشنبه 6 دی1385 ساعت :10:16 بعد از ظهر
کاش می شد عشق را معنا کنیم کاش می شد خنده بر دنیا کنیم کاش بودی از دل من با خبر گریه ام می کرد بر قلبت اثر کاش می شد مرهم زخمم شوی کاش می شد همدم عشقم شوی کاش می شد عشق را بهتر شناخت نغمه ای از عشق وازمستی نواخت کاش می شد عشق را معنا نمود اندر این غربت کسی غوغا نمود
حیف......
تاريخ: جمعه 1 دی1385 ساعت :4:20 بعد از ظهر
دوست داشتن هميشه گـــفتن نيست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــريبه ! اين درد مشترک من و توست که گاهي نمي توانيم در چشمهاي يکد يگــرنگــــاه کنيم

