و هیچ گاه ![]()
یکی از انهامعشوقش را تنها برای خود نمی خواهد![]()
![]()
بگو عاشقان رفتنی هستند اما عشق همواره جاوید است
و مرگ را اقتدار زیبنده نیست
برگهای خزان زده بردو برای رازقی های امیداز عطر دوست داشتن گفت. می خواهم سکوت
کنم و تنها به حرف نگاهت گوش کنم![]()
به خدا می برم از شهر شما دل شوریده و ویرانه خویش
به خدا غنچه ی شادی بودم دست عشق امد و از شاخم چید
شعله ی اه شدم صد افسوس که لبم باز بر ان لب نرسید
عاقبت بند سفر پایم بست می روم خنده به لب خونین دل
می روم از دل من دست بردار ای امید عبث بی حاصل
نمی یابم اگر ردی من از چشمان خوب تو گل یاد تو را هر شب در این غم خانه بو کردم
در این جا کس نمی گیرد خبر از قلب بیمارم در این تنهایی مطلق تو را من ارزو کردم
غریبی در دیار من اگر منت نهی ای گل دل صدپاره خود را برایت من رفو کردم
تویی ان کس که دنیا را فقط از چشم او دیدم تمام هستی خودرا فقط تقدیم او کردم
زمن دوری ولی یادت نشسته در دل تنگم کجایی بی وجود تو به رویای تو خو کردم
مهسا
